مترسک

 
پری
نویسنده : آرش فریور - ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢۸
 

میدونم که خیلی راحت هیچوقت از من نگذشتی
چشاتو به روی غم هام هیچ موقع روهم نزاشتی

جسمتو شبا نداشتم ولی روحت پیش من بود
چت تو دنیای مجازی مرحم هر زخم تن بود

عشق تو هر روز و هر روز توی قلبم خونه میکرد
چشام هر شب واسه گریه شونتو بهونه میکرد

عاشقم بودی میدونم اینو از چشات میخوندم
اشک تو فنجون قهوه منو هرشب می سوزوندم

بودن تو آرزومه تو خونم واسه همیشه
خوندن یه عقد ساده، چه کنم فعلاً نمیشه!!

پری اون صدای گرمت توی گوشم لونه کرده
خاطرت خنده ی روزُ گریه ی شبونه کرده

فک کردی منو نداری با اینکه همیشه داشتی
تورو هیچ موقع نداشتم میگی که خودت نذاشتی

راس میگی چون تو این چند ماه هیچ موقع دروغ نگفتی!!!!!!
فک نکن دروغ نگفتی پس لابد چاخان شنفتی

من همیشه وراجم ، ور همیشه زیاد زدم
لبام اما ساکتن چون با دلم حرف میزنم

قبلاً هم اینو میگفتم یادمه قبلنا آره...
حالا باز دوباره میگم گفتنش ضرر نداره

ناپلئون انگاری گفته که عزیز عشق عین جنگه
اونی توی جنگ برندس که دلش عینهو سنگه

اونی که عقب نشسته آخر جنگه برندس
عشق اگه خیلی قشنگه گاهی موقع ها درندس

میدونم عقب نشستی و میخوای قلب منو ضربه کنی
یاد گرفتی از خودم عشقو چطور حربه کنی

میدونم فک میکنی تو عشقمون جر زدمو جا میزنم
حرفایی که گفته بودم به تورو اینجا هم اونجا میزنم

میدونم میگی که منت کشم و هی الکی زنگ میزنم میس میزنم
حالا که ول کردی رفتی الکی دم از چش خیس میزنم

شایدم داری میگی این بابا که همینجوری لنگ در هواس
عز و چزوندش از هر پپه ای بیشتر رواست

خلاصه من که نمیتونم بفهمم توی مغز تو چیه
یا که مغز داری اصلاً یا اون فقط نخودچیه!!

ولی من نمیزارم عشقمونو با بچگیت خراب کنی
یا که با سارا جوجو نقشه هامو نقاشی روی آب کنی

مثل تو دماغ کوچولو که همش قهر میکنی
زندگی رو واسه من هم به خودت زهر میکنی

من نمیتونم باشم نمیتونم ولت کنم
مثل تو نمیتونم خنجر به اون دلت کنم

یه روزی دستتو میگیرمو دنبال خودم میکشمت
دوتایی میریم خونه، اونجا دیگه راس راسکی میکشمت

التماسم میکنی میگی نکُش من میگمت:
پس بگو دوسم داری بگو به ارواح شیکمت

میدونم داری میخندی قربون اون خنده هات
میدونی مال منه اون قلب توی دنده هات!!

آرشت دوسِت داره چغندر کله کچل
بیا با ما راه بیا این دلو ننداز تو هچل

 

آرش فریور

 



 
 
قفس
نویسنده : آرش فریور - ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٥
 

 


دیگه داره یواش یواش اسم تو از یادم میره
تو این سکوت بین ما عشقِ که داره میمیره

اون عطر گرم تنتُ دارم فراموش میکنم
شعله ی آتیش دلُ با گریه خاموش میکنم

رفتی شدی یه خاطره ، تو دفتر تنهایی هام
خاطره هات اشکی شد و چکید روی ترانه هام

جای چشای پاک تو، تو قاب چشمام خالیه
ازاون همه حرف قشنگ حالا بگو چی باقیه؟

کی جای پاهای منو تو فکر تو پاک میکنه؟!
استخونای عشقمو کی تو دلت خاک میکنه؟!

جلو جلو رفتی و من ، میگم چرا من عقبم؟!
چرا همیشه من؟!چرا؟!«من مرد تنهای شبم»؟!

من موندم و فکر عذاب، عذاب این فکر خراب
تحقق در به دری، تجسم تو تو سراب

قصه دیگه تموم شده ، پرنده از قفس پرید
رفتی ولی بدون عزیز، قفس ازت دل نبرید


آرش فریور