
میروم با کوله بار خاطره
میروم ای بی وفا ، بی عاطفه
در غم هجران خود سوزاندیم
کنج قلب سنگیت پوساندیَم
نی تو را از درد دل مشقی بود
نی تو را در سنگ دل عشقی بود
میروم ، خود کرده را تدبیر نیست
این دل خو کرده را تقصیر نیست
میروم تنها ، بدان عاشق کشی
تیر ناحقی ، تو نالایق کشی
بعد از این بذر تنفر کارمی
خرمنش بحر تشکر آرمی
رو حریف مردم دل سرد شو
هم ردیف هم کاسه با نامرد شو
چونکه امثال تو اهل دل نیند
ز آتشند آنها ز آب و گل نیند
سوز سرمایند و نیک آتش زنند
گل بپوسانند و لیک آبش زنند!
لعن دنیا بر شما نامردم بی شرم باد
آتش دوزخ برای چون شمایی گرم باد
ای عزیزان صرف فعل انتظار
از برای من دگر ناید به کار
چون پرستو زین غرور عارش نشد
لاجَرَم او لایق آرش نشد.
آرش فریور - 89/11/11
نظرات ()