نه دادی مونده تو حلقم نه امّیدی به رب دارم
نه نفرینی ته قلبم نه من شعری به لب دارم
خسی مایوس و افسرده به زخم خنجرت مرده
نه چشمی منتظر بر در نه من ترسی ز شب دارم
قسم بر پاکی اشکام قسم بر خشکی لبهام
قسم بر سرخی چشمام من از عشق تو تب دارم
اگر مجنون و دیوونم اگر کردی تو ویرونم
اگر میدونی غیر از تو نه اصل و نه نسب دارم
نرو ای یار همخونه دلم از رفتنت خونه
پس از دیدار آخر من جهانی بی سبب دارم
ترانم از سر سوزه دل سنگت نمیسوزه
از عشقت گر بسوزم من مزاری پر طرب دارم
آرش فریور
می خوای که من گریه کنم تا بیای؟
غرورُ قربونی کنم تا بیای؟
رو شهد شیرین گل رازقی
لباتو نقاشی کنم تا بیای؟
میای اگه دنیارو جارو کنم؟
برف همه کوهارو پارو کنم؟
با وردای ساده ی عاشقونم
تموم ساحرارو جادو کنم؟
صحرا رو دریا بکنم چی میای؟
دیوارو پریا بکنم چی میای؟
اگه با هُرم نفسم تو دنیا
سرما رو گرما بکنم چی میای؟
همه ی برگارو کنم یک کتاب
زُلف شیرارو ببافم تو مهتاب
خورشیدُ با فوت اگه خاموش کنم؟
شبارو روشن بکنم بی آفتاب؟
میای پیشم حسرت دلنشینم؟
میای توی ناز چشات بشینم؟
به حرمت نگاه بچگونت
میای بازم بشی تو همنشینم؟
نه، نمیای
چون تو دیگه تو نیستی!
اون گل نازک دل من تو نیستی
دستای سرما زده ی کبودم
میگن که خورشیدک ما تو نیستی
ستاره ای که نور عشق من بود
نه، نه دیگه،
نه اون دیگه تو نیستی
اما هنوزم توی خواب و رویا
میگم عزیزم، نفسم زود بیا!
آرش
پ ن: 
نظرات ()