نه دادی مونده تو حلقم نه امّیدی به رب دارم
نه نفرینی ته قلبم نه من شعری به لب دارم
خسی مایوس و افسرده به زخم خنجرت مرده
نه چشمی منتظر بر در نه من ترسی ز شب دارم
قسم بر پاکی اشکام قسم بر خشکی لبهام
قسم بر سرخی چشمام من از عشق تو تب دارم
اگر مجنون و دیوونم اگر کردی تو ویرونم
اگر میدونی غیر از تو نه اصل و نه نسب دارم
نرو ای یار همخونه دلم از رفتنت خونه
پس از دیدار آخر من جهانی بی سبب دارم
ترانم از سر سوزه دل سنگت نمیسوزه
از عشقت گر بسوزم من مزاری پر طرب دارم
آرش فریور
نظرات ()