مترسک

 
من مردها را دوست دارم زیرا:
نویسنده : آرش فریور - ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳٠
 

 

 

 

 

من مرد ها رو دوست دارم. برای این که در کل ساختار های فکری ساده تری از ما زنها دارند.
درکشون به مراتب از درک زن ها ساده تره... هر چی که ما پیچیده ایم مرد ها ساده اند.
اونا موجودات قوی ای هستند که ما رو حمایت می کنند.
وقتی با یک مرد به کافه میری هیچ لذتی بالا تر از این نیست که در را برات باز می کنه
و مثل یک جنتلمن صندلی رو برات عقب می کشه و تو می نشینی.
خیلی با ادب تو رو مهمون می کنه.
وقتی چیز سنگینی داری برات اونو حمل می کنه.
وقتی توی منزل کمد و یخچالو هر چیز سنگین دیگه ای داری برات جا به جا می کنه آنهم بدون هیچ منتی!
مرد این موجود دوست داشتنی ساده که ما کمتر توانستیم درکش کنیم و عمرمونو خیلی ساده لوحانه 
به مبارزه با اون پرداختیم، همیشه مسئول کار های سنگین و سخته.
خدا می دونه اگه مرد نبود، ما از کدوم کیسه ای این همه خرج می کردیم؟
اگه مرد نبود چه کسی برای ما این همه لباس و جواهرات خوشگل می خرید؟
اصلا اگه مردها نبودن ما به چه بهانه ای این همه لباسهای خوشگل طراحی می کردیم و می پوشیدیم؟
و این همه جینگول پینگول به خودمان آویزان می کردیم؟
ما بیشتر اوقات فقط برای مردها آرایش می کنیم
مردها باعث شدن تا ما خوشگل تر به نظر برسیم.
اگر تمام دوستانت که دخترند ازت تعریف کنند که چقدر این دفعه ابروها تو قشنگ برداشتی،
خداییش با یه بار گفتن یک مرد می تونی عوضش کنی؟
چرا به خودمون دروغ می گیم؟
اگه مردها نبودن ما زنده بودیم، زندگی می کردیم، برای خودمون خرید می رفتیم و برای خودمون چیز می خریدیم؟
آیا  حمایت عاطفی عمیقی که یه مرد به زن می دهد را چه کسی به ما می داد؟
  چرا ما با نق زدن های مکرر مردامونو داغون می کنیم؟
به نظرم هیچ چیز برای یک مرد جذاب تر از این نیست که بهش یاد آوری کنیم که چقدر بهش احتیاج داریم.
چقدر آن روح مردانه اش می تواند به ما آرامش دهد.
چقدر این که در مورد ما ، در مورد لباس ها و رنگ و مدل موهامون
ویا اینکه مدل این دفعه ابرو هامون نظر می دهد ، ما رو خوشحال می کنه و می تونه روح تازه ای به زندگی بدهد
به نظرم به عنوان کسی که همه نظریات فمینیستی را خوانده و خیلی هم مدافع حقوق زنان هست،
ما با ندیده گرفتن مرد ها به خودمون و به اونا ظلم کردیم. اگر مردانه گی یک مرد را در نقش یک حامی
قوی نادیده بگیریم، او را نابود کردیم و خودمان را بیشتر.
ما با حضور مرد هاست که هویت زنانه پیدا می کنیم.

حقیقتا توی دنیا چیزی قشنگ تر از تصویر مردی است که جفتش را توی بغل حمایتگرش گرفته هست؟

مردی که کتش را وقت سرما روی شانه های عشقش می اندازد؟
اگه مرد نبود وقتی که گریه می کردیم، شانه های مردانه کی پناهگاه ترس و دلهره هایمان می شد؟
راستی اگر مرد نبود چه کسی وقت ترس ها به ما پناه می داد؟
 چه کسی وقتی همه در رویارویی با احساساتمون حال بدی داشتیم تصمیم قاطع
و منطقی می گرفت و حرف آخر را می زد؟
 چه کسی توی بحران های زندگی مسئولانه قدم اول را برمی داشت؟
 کی اشکامونو پاک می کرد؟
· کی چتر حمایت گرش را روی سرمان باز می کرد؟
ما برای کی این همه خوشگل می کردیم؟
به چه امیدی می رفتیم این همه موهامونو رنگ می کردیم هر ماه و ابروهامونو برمی داشتیم؟
به چه امیدی برای داشتن اندامی زیبا این همه داروهای لاغری وزیبایی خرید می کردیم
اصلا به چه امیدی زندگی می کردیم؟ "
· ــــــــــــــــــــــــــ ·
و در آخر اگر مرد نبود، کی سوسکها رو می کشت؟
 
پ ن1: متن بالا یه ایمیله که امروز یکی از دوستام برام فرستاده بود. شاید خیلیاتون خونده باشین ولی من خیلی خوشم اومد نه به خاطر اینکه احساس نیاز به مرد رو نشون میده ، بخاطر واقع بینی و نگاه رنگی به جنس! ما متاسفانه عادت کردیم که همدیگرو سیاه و سفید ببینیم!افسوس
پ ن 2: هرکی از سابجکت نتیجه بگیره که من گی ام!! الهی همین امشب خواب منو ببینه که دارم بهش تجاوز میکنم!!منتظر
پ ن 3: من دوس دارم مرد مث این دوتا باشه!! تورو خدا نیگاشون کن!! جذبه رو نیگا!! حالا مملی گلزار و یوزارسیفُ بزار کنار این دوتا!! مرد که نباید خوشگل و لوس باشه!!سبز
پ ن 4: فک کنم من یه خشم پنهان دارم بچه ها!! یک ساله همش دارم خواب میبینم که آدم میکشم!! دیشب یه ریش پشمی رو بخاطر اینکه با قلموی رنگی پیشونیمو رنگ زد کشتم!! خدا بیامرز فک کنم حقش نبود!!متفکر
پ ن 5: توام اوسکلی خیالت راحت باشه فقط از یه مدلای دیگه!!زبان